رفتم بعد کلی رزومه فرستادن این ور اون ور یه دفتر خدمات مسافرتی . با یه مدیر خوش اخلاق و جو خوب 7 هشت نفر تو اتاق نشستن با تلفن و کامپیوتر ور میرن و کار مردمو راه میندازن . تور میندازن برای مردم در روز جاری تورهای کیشو بیشتر ارزیابی کردیم . سر کار لال میشینم یه گوشه . خیلی خسته کنندس ولی میدونم این روزا تموم میشه .یعنی یا بیرونم میکنن یا یه دوست خوب یا چندتا دوست خوب به آسونی میابم . کسی که داره بهم یاد میده کارارو هم اسم خودمه دوتا مدیرای آژانسم هم فامیلی منن همیشه اغلب اسمم تک بود ولی نشد . دختر خوبیه لج آدمو در نمیاره خیلی با سلیقس . خوش خطه . باید تو روابطم با کارمندا بیشتر کار کنم بیشتر حرف بزنم. باید دقیف باشم و کارو درست یاد بگیرم دلم میخواد بمونم همینجا . باشم شاید خجالتم کم شد آخرم نمیدونم آژانس با دفتر خدمات مسافرتی فرقش چیه!!!!! . یاد میگیرم